زائري باراني ام آقا به دادم ميرسي؟
بي پناهم ، خسته ام، تنها، به دادم ميرسي؟
گرچه آهو نيستم، اما پر از دلتنگي ام
ضامن چشمان آهوها به دادم ميرسي؟
من دخيل التماسم ا به چشمت بسته ام
هشتمين دردانه زهرا به دادم ميرسي؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 18:29  توسط راضیه
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 12:11  توسط راضیه
|
+ نوشته شده در سه شنبه 5 آبان1388ساعت 12:13  توسط راضیه
|
کوله بارت بربند! شاید این سحر فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم و بشناسیم خدا و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم. میشود آسان رفت- میشود کاری کرد که رضا باشد او
+ نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 17:39  توسط راضیه
|